بلدی
سه وعده غذا بخوری، پنج وعده
شکر کنی ؟
اتفاقی
که نباید میافتاد، افتاد. . . ما هم فقط تماشا کردیم و بس. در مدرسه همه باید با
هم همکاری کنند تا کار خوبی انجام شود یا اتفاق بدی نیفتد. وقتی مشکلی را همه
میدانند و میبینند و کسی کاری نمیکند، چه باید کرد؟
وقتی بود
و نبود ما فرقی با هم ندارد؛ بودن بهتر است یا نبودن ؟!
|
|
|
|
|
|
شکفته مهر تو در سینهی من |
شب تاریک قلبم از تو روشن |
نگاهت نور ناب جاودانی |
کلامت آیههای مهربانی |
نشان از طرح لبخند تو دارد |
گلی تا زین گلستان سر برآرد |
پیامت جملگی پند است و اندرز |
ندارد علم تو اندازه و مرز |
تو بارانی به کام خشک صحرا |
تو خورشیدی که میتابی به دلها |
معلم ای فروغ جاودانی |
یگانه رهنمای زندگانی |
نگردم تا ز راه راست گمراه |
بمان با من همیشه یار و همراه |
اغلب اوقات، معلم باید امروزش را فدای فردای دیگران کند.
دیگرانی که دوستشان دارد، حتی اگر به زبان نیاورد.
دیگرانی که معلم را در امروز خود هم نمیبینند و تا فردا حتماً فراموشش خواهند کرد.