عادت کردهایم به تنبلی در تمام زندگی، حتی وقتی که آب هست، خاک هم هست؛ تا
مجبور نشویم،جوانه نخواهیم زد!
عادت کردهایم به تنبلی در تمام زندگی، حتی وقتی که آب هست، خاک هم هست؛ تا
مجبور نشویم،جوانه نخواهیم زد!
من در این اردو بسیار
آموختم؛ جاودانگی و مردانگی و ایثار و دلاوری را آموختم و زمانی که بر سر مزار شهید
علم الهدی بودم و زمانی که ایشان را برای لحظهای حس کردم و زمانی که ایشان در همان
لحظه دعای من را بر آورده کردند و خود را واسطه قرار دادند ، ایمان پیدا کردم که
شهدا زندهاند و جاودانند و هنگامی که شنیدم چهل جوان یک ارتش عراقی را شکست دادند،
در عظمت و لطف و بخشش پروردگار ماندم، آخر مگر در جهان مادی ما چنین چیزی ممکن است؟
آری
من در هویزه رسم آسمانی شدن و نگاه کردن به زیبایی و درک طلوع خورشید و معنای واقعی
پاکی آب را آموختم و در دهلاویه ستارگان و ماه و خورشید و کهکشانها را لمس کردم و
در آغوش گرفتم و فتح کردم، کاری که علم به آن نخواهد رسید و فقط کار جنون و عشق است
و در طلاییه، طمع زیبای زندگی و جوانمردی و روشنی و مهربانی و جانفشانی را چشیدم و
در اروندکنار راه مستقیم و جاودانگی و پاکی را در پیش گرفتم و پیوند خون و آب را
دیدم و در مسجد جامع خرمشهر صدای اذان خون و اقامه دلاوری و نماز شهادت را شنیدم و
در نهایت اوج سفر رویاییمان در شلمچه در اوج وجود و غروب خورشید و چشمانی اشک بار
و موج خون و تلاطم جنون و با زبانی توبه گو و بدنی بی وزن، سفیدی را حس کردم و پر
پرواز را در دستانم گرفتم و تک تک اعضای بدنم پاک شدند.
به بهشت و کربلای وطنم
در نزدیکی حرم شش گوشه رفتم و به زانو در آمدم و به زمین افتادم و دیگر توان بلند
شدن نداشتم و با خاکش پاک شدم و امیدوارم که از این پس هم پاک و خاکی باشم. الهی
آمین.
خیلی باید مرد باشی که وجب به وجب خاک میهن را، خانهی خود بدانی.
اگر خدا
بخواهد، بیست و دوم بهمن ماه امسال، خرمشهریم؛
همسفر بچههای دوره ۳۲ راهنمایی.

شراب
تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
اگر معلم
مجبور باشد نمرات امتحانی را با نظر مسؤولان مدرسه تغییر دهد؛ امتحان گرفتن و کلاس
برگزارکردن و حتی درسدادن چه فایدهای دارد؟!
احتمالا
اگر امتحانی برگزار نشود، احترام معلم بیشتر حفظ خواهد شد.
برای ترم
بعد، به این قضیه به طور جدی فکر میکنم.