پرش به محتوا

راز نهفته

نوشته هاي محمد امين و دست‌نوشته هاي سلمان

بایگانی

بایگانی فوریه, 2008


عادت کرده‌ایم به تنبلی در تمام زندگی، حتی وقتی که آب هست، خاک هم هست؛ تا
مجبور نشویم،جوانه نخواهیم زد!

ادامه مطالعه …

من در این اردو بسیار
آموختم؛ جاودانگی و مردانگی و ایثار و دلاوری را آموختم و زمانی که بر سر مزار شهید
علم الهدی بودم و زمانی که ایشان را برای لحظه‌ای حس کردم و زمانی که ایشان در همان
لحظه دعای من را بر آورده کردند و خود را واسطه قرار دادند ، ایمان پیدا کردم که
شهدا زنده‌اند و جاودانند و هنگامی که شنیدم چهل جوان یک ارتش عراقی را شکست دادند،
در عظمت و لطف و بخشش پروردگار ماندم، آخر مگر در جهان مادی ما چنین چیزی ممکن است؟


اردوی مناطق دوره 32آری
من در هویزه رسم آسمانی شدن و نگاه کردن به زیبایی و درک طلوع خورشید و معنای واقعی
پاکی آب را آموختم و در دهلاویه ستارگان و ماه و خورشید و کهکشان‌ها را لمس کردم و
در آغوش گرفتم و فتح کردم، کاری که علم به آن نخواهد رسید و فقط کار جنون و عشق است
و در طلاییه، طمع زیبای زندگی و جوانمردی و روشنی و مهربانی و جانفشانی را چشیدم و
در اروندکنار راه مستقیم و جاودانگی و پاکی را در پیش گرفتم و پیوند خون و آب را
دیدم و در مسجد جامع خرمشهر صدای اذان خون و اقامه دلاوری و نماز شهادت را شنیدم و
در نهایت اوج سفر رویایی‌مان در شلمچه در اوج وجود و غروب خورشید و چشمانی اشک بار
و موج خون و تلاطم جنون و با زبانی توبه گو و بدنی بی وزن، سفیدی را حس کردم و پر
پرواز را در دستانم گرفتم و تک تک اعضای بدنم پاک شدند.

به بهشت و کربلای وطنم
در نزدیکی حرم شش گوشه رفتم و به زانو در آمدم و به زمین افتادم و دیگر توان بلند
شدن نداشتم و با خاکش پاک شدم و امیدوارم که از این پس هم پاک و خاکی باشم. الهی
آمین.

ادامه مطالعه …

خیلی باید مرد باشی که وجب به وجب خاک میهن را، خانه‌ی خود بدانی.

اگر خدا
بخواهد، بیست و دوم بهمن ماه امسال، خرمشهریم؛


همسفر بچه‌های دوره ۳۲ راهنمایی.

شراب
تلخ می‌خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

اگر معلم
مجبور باشد نمرات امتحانی را با نظر مسؤولان مدرسه تغییر دهد؛ امتحان گرفتن و کلاس
برگزار‌کردن و حتی درس‌دادن چه فایده‌ای دارد؟!

احتمالا
اگر امتحانی برگزار نشود، احترام معلم بیشتر حفظ خواهد شد.

برای ترم
بعد، به این قضیه به طور جدی فکر می‌کنم.