معلم نه پدر دانشآموز است نه برادرش.
اما گاهی معلم باید از پدر دلسوزتر، از
برادر صمیمیتر و شاید گاهی هم لازم شود از بوش بیرحمتر باشد.
معلم نه پدر دانشآموز است نه برادرش.
اما گاهی معلم باید از پدر دلسوزتر، از
برادر صمیمیتر و شاید گاهی هم لازم شود از بوش بیرحمتر باشد.
«
آرش » میگفت پدر بزرگ های ما انقلاب کردن، پدرها جنگیدن، ما برای مملکت چیکار میکنیم؟
حرف عمیقی بود. بیراه هم نبود.
توی نظرات «
معراجیان » برای مطلب «
اطلاعات عملیات »؛ «
مقداد » نوشته بود: « پس شاید اطلاعات عملیات مثل
مسئول … شهدا یا … جهادی
شدنه!؟ »
یه کم که فکر کردم دیدم این هم بیراه نیست.
سمنبویان
غبار غم چو بنشینند بنشانند
پریرویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به
فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو
بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو
دریابند دُر یابند
رخ مه از سحر خیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند
ز رویم راز پنهانی چو میبیندد میخوانند
دوای درد عاشق را کسی کو
سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیرِ درمانند در
مانند
چو منصور از مراد آنان
که بر دار اند بردارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
درین حضرت چو مشتاقان
نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند