امروز سبک شدم . . . مثل پر کاه . . . حالا با خیال راحت! به روزمرگی بازمیگردم .
. . شاید عمری بود و باز هم گروه شهدا بود و . . .
امروز سبک شدم . . . مثل پر کاه . . . حالا با خیال راحت! به روزمرگی بازمیگردم .
. . شاید عمری بود و باز هم گروه شهدا بود و . . .
|
|
دریاب دمی که با طرب میگذرد |
«هفتهی
شهدای امسال هم تمام شد.» جمله ای که دوازده بار برایم تکرار شده است اما هر
سال پرمعناتر از سال قبل. هفتهی شهدا تمام شد و بی تفاوت از کنارش گذشتیم.
شاید هم هفته شهدا بیتفاوت از کنارمان گذشت و حتی قابل نبودیم نگاهمان کند.
هفتهی شهدا
تمام شد و قدرش ندانستیم. باز هم نفهمیدیم همین هفتهی شهدا چه تأثیرعمیقی بر
ما گذاشت. تأثیری که هیچ معلم راهنمایی بر دانشآموزانش نمیگذارد. باز هم درک
نکردیم با هفتهی شهدا به گذشتهی مدرسه و آیندهی خود پیوند خوردیم.
باز هم یاد
نگرفتیم در همین زندگی روزمره؛ می توان جور دیگر بود، عاشق بود، دیوانه شد.
اما به هرحال
هفته شهدا تمام شد. با تمام سنگهای ریز و درشتی که سر راهش بود. هفته شهدا
کریمتر از اینها است. خیرش به « همه » میرسد؛ حتی اگر خود را از مسیرش خارج
کنیم، اگر وانمود کنیم وابستهاش نیستیم، اگر خود را از گذشتهمان بیگانه نشان
دهیم؛ یا اگر سرمان را با کلاس و درس گرم کنیم . . .
هفته شهدا
همیشه برکت زندگیمان بوده است. این را دانشآموزان گروه شهدا ثابت خواهند کرد
با نمرات خود. زندگی در گذر است و کسی ضرر خواهد کرد که از نعمتهایش بهره
نبرد. شمیم بهشتی هفتهی شهدا نعمتی است که هر از گاهی در شهر کوچک ما میوزد .
. .


هفتهی
بزرگداشت شهدا همین هفته در دبیرستان سه برگزار می شود.
از ۲۱
تا ۲۶ بهمن ماه.
حتما
تشریف بیاورید.
اما
اصل مطلب:
از جیب
خوردن آفت کارهای تکراری است. هیچ وقت از کارهای تکراری لذت نبردهام. شاید برای
همین هم شدهام معلم رایانه. درسی که مطالبش روز به روز تغییر میکند.
سالها بود
هفتهی شهدا متهم به کلیشهای بودن و قدیمی شدن میشد. امروز هفتهی شهدا متحول
شدهاست. خدا کند روزی نرسد که در مورد هفتهی شهدا هم از جیب بخوریم و به تکرار
عادت کنیم. شاید آنروز دوباره هفته شهدا را به تکراری بودن متهم کنند و کسی نباشد
که از خویش برون آید و کاری بکند.
دست آنان که هنوز، عاقلانه از هفته شهدا دفاع
میکنند را میبوسم.
درست یک ماه پیش بود که یک ربع تا رفتن فاصله داشتیم
. . . بعد از این واقعه خیلی از آخرینها را به وضوح درک میکنم. آخرین ماه مبارک،
آخرین نماز، آخرین دیدار، آخرین محرم . . . وقتی در مجلس ذکر امام حسین دعا میکنند
« آرزوی کربلا به دلت نمونه » طعم آرزو به دل ماندن را زیر زبان دارم.
لمس مرگ باعث شد خیلی چیزها برایم بی اهمیت شود و
خیلی دیگر مهم. به خیلی مسایل عادی، به دیدهای نقاد می نگرم و به بعضی که قبلا
برایم مهم بود دیگر اهمیت نمیدهم.
نحوهی ذکر مصیبت اهلبیت همیشه ذهنم را مشغول
کردهبود و حالا بیشتر برایم حیاتی است. شاید یک ماه پیش حاضر میشدم در هر هیئتی
حاضر شوم؛ اما امروز دقت می کنم که آب در آسیاب دشمن نریزم و قبل از حضور در مجالس
عزاداری از کیفیت مداح و سخنرانش جویا شوم. الحمدلله کمیت مجالس ذکر و عزا، کم
نیست.