پرش به محتوا

راز نهفته

نوشته هاي محمد امين و دست‌نوشته هاي سلمان

بایگانی

بایگانی سپتامبر, 2006

اگر در زندگی ستاره ای
داشته باشیم، قطعا ستاره ی من در « تهران بزرگ » نیست.

تهران حتی به اندازه ی بازاری هایش هم ستاره ندارد.

در تهران به خیلی ها مثل من ستاره ای نمی
رسد.

ستاره ی من جایی است که اگر دست بلند کنی، دستت آغشته به آسمان می شود.

تهران؛ شهری بی ستاره

دو هفته، یعنی ۱۴ روز مانده به ماه مبارک رمضان. یادش به خیر آقا قاسمیان هر سال یادمون می انداخت که روز شمار فرارسیدن ماه رمضان رو باید از اول ماه رجب استارتش رو زد. و امسال زدیم اما روشن نشدیم.

چند نفری دور و
بر بودن صدا زدیم کمک خواستیم ولی با هل اونها
هم روشن نشد این من لامسب (لا مذهب). خلاصه
این بود که این شد. این شد که نشستیم تا این
دو هفته هم به همین منوال در نشستن و ماندن
بگذره. یه عمره که نشستیم، این هم روش دیگه
مگه نه؟ منتظریم و کم کمک کوچولو کوچولو داریم
می ریم جلو.
خیلی کم. تو این مایه ها که هر دفعه حدود
یازده سانت می ریم. (یه سانتش رو ما میریم ۱۰
سانتش رو اون می یاد) تا بالاخره برسیم به این
سرازیری موسوم به ماه مبارک. ایشاللا
امیدواریم مثل هر سال نشه و تو این سرازیری
دیگه روشن بشیم و راه بیفتیم.
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.


پرانتز باز،
قابل توجه آخدا. ما امسال روز عرفه ممکنه
نباشیم. بی زحمت کار ما رو همین ماه مبارکی
راه بنداز روشن شیم بریم. نذار قاتی ذخیره ها
لطفا.

امضا: ذخیره ثابت هر سالی

به نقل از
وبلاگ «
از جنس خدا

»


۱-


علی
و

سجاد
و

حاج امینی
صبح رفتن حج.


۲-
یه عده از حج برگشتن! بعد صداش درمیاد !


۳-
میدان ژاله، شد میدان شهدا. اما ما سعی نمی کنیم تاریخ بدانیم. فردا میلاد امام
زمان است. . .


۴-
امشب جشن ازدواج «

سید از ول شدگان
» است!


۵-
نمایشگاه مؤسسات و تجهیزات آموزشی (PETEX
2006
) هم عوالمی دارد؛ برنامه ریزی و مدیریت و فرم پر کردن . . .


۶-
یه مدرک بزرگ در تأیید صداقت بچه های کد دو :


« شهر کتاب ونک » وجود خارجی دارد!


۷-
  از درد سخن گفتن و از درد شنیدن        
با مردم بی درد، ندانی که چه دردی است


۸-


دکتر محسن
هم با این فرم هاش ما را کشت!


۹-


مجید
یادگاری ها را آورد. یادش به خیر . . . !


۱۰-


« دایره »
هم راه اندازی شد. اولین مطلبش هم . . .

ادامه مطالعه …

. . .
البته بر همگان واضح و مبرهن است که « تکنولوژی »*
و « های تک »** نقش های مهمی در زندگی ما
دارد.

اگر «
تکنولوژی » نباشد باید لباس هایمان را خودمان بشوییم و حتی ظرف های چرب و روغنی را
هم باید با دست بسابیم.

«
تکنولوژی » بسیار چیز خوبی است. البته نمی دانم می توان به آن چیز گفت یا نه! پر
واضح است که به « های تک » می توان چیز گفت. دوستم گفته است که تلفن همراه یک « های تک
» است.

تلفن
همراه استفاده های بسیاری دارد. با آن می توانیم « اس ام اس کوتاه » بزنیم و
دوستمان را سر کار بگذاریم و او را از راه دور بخندانیم. این کارها را بدون «
تکنولوژی » و « های تک » نمی توانستیم انجام دهیم.

دوستم در چت می گفت ماشین
جدیدشان « های تک » دارد. وقتی با ماشینشان در خیابان راه می روند، همه آن ها را
نگاه می کنند؛ اما کسی به پیکان چشم نمی دوزد.

خیلی
خوب است که به جای پی سی، کوچولو و فینگیل به بازار آمده و کار ما را راحت کرده
است. امیدوارم نمره ی خوبی از این انشا بگیرم تا پدرم یک کارت حافظه برای دوربینم
بخرد.

در
پایان به این می اندیشم که اگر « های تک » و « تکنولوژی » – این دوستان خوب آدم -
نبودند چه بلایی سر ما می آمد.


* : Technology
**: High Tech.

ادامه مطالعه …