پرش به محتوا

راز نهفته

نوشته هاي محمد امين و دست‌نوشته هاي سلمان

بایگانی

بایگانی آوریل, 2006

ورزش
از درس هایی است که معمولا مدارس اهمیت زیادی به آن نمی دهند. در مدرسه ی
مفید، به ورزش مثل دروس اصلی نگاه می شود.

در
کلاس ورزش به طور همزمان دو معلم تربیت بدنی مشغول کار هستند. دانش آموزان هم دو
قسمت می شوند. هر قسمت یک رشته ی ورزشی را به طور جدی می آموزند.
هندبال و والیبال نمونه ای از رشته های تخصصی کلاس
ورزش است.

چند
سالی که مدرسه تا این حد به ورزش اهمیت داده است، بچه ها پیشرفت قابل ملاحظه ای
داشته اند. کم کم تیم معلمان برای شکست دادن تیم بچه ها در مسابقاتی که به مناسبت
های مختلف برگزار می شود با مشکل مواجه می شوند. مخصوصا با حضور کم و کمتر
جوانان در تیم معلمان!

همه چیز برایمان
دستاویز خنده و شوخی شده است.

اگر بزرگترین اهانت هم
به ما و مقدسات ما بشود، نهایت عکس العمل جامعه ی ما ساختن جوک و تغییر نام یک
شیرینی است.

در مورد حرکتی مثل
انرژی هسته ای، فقط می گوییم انرژی هسته ای حق مسلم ماست و سیل اس ام اس است که
برای این موضوع ساخته و ارسال می شود. اگر حمایت می کنیم کم و بیش ناآگاهانه است و
اگر با این شعار مخالفیم، برای به مسخره گرفتنش دلیل موجهی نمی یابیم.

با مداحی ائمه هم
متأسفانه همین برخورد را داریم. مداحی برای مداحان وسیله ی خودنمایی شده است و
جذابیت کاذب و بی محتوا راهی برای کسب شهرت.

استفاده از تکنولوژی هم
دست کمی از موارد بالا ندارد. بهترین و جدیدترین تکنولوژی به وفور در خانه های ما
یافت می شود، اما بیشترین استفاده از آن برای بازی و سرگرمی است. نمونه ی جالبش هم
سوالی بود که یکی از دانش آموزان پرسید: « روی ابر رایانه هم بازی نصب می شود؟» به
راستی ایران گورستان تکنولوژی است.

به هر حال؛ جدیت خوب
است. چه در کار و چه در تفکر.

گره

اردیبهشت ۱

. . . مدرسه
یعنی آدم های مدرسه. فقط آدم ها
هستن که مدرسه
رو می سازن.

اگه آدم ها حال کار کردن یا فکر کردن
به کاری نداشته باشن، اون کار قطعاً انجام نمی شه. حتی اگه مسوولین مدرسه از هر
ابزار مدیریتی استفاده کنن. مهم ترین هدف توی یک مدرسه می تونه این باشه که
نیروهای مدرسه

چه مالکان مدرسه؛ چه معلم ها و چه کارگران قسمت اجرایی (مثل من) –

هدف براشون جا بیفته و بتونن
هدف
رو واضح ببینن.

این جدا از اینه که
هدف چی می تونه باشه. توی سیستم مدرسه ی ما هسته از
پوسته جدا شده. به همین سادگی رفاقت ها هم
تصنعی میشه. حتی ممکنه به خاطر کار
درگیری بین نیروی انسانی بالا بگیره. من به محیطی که
کار بتونه رفاقت ها رو از بین ببره نمی گم محیط
دوستانه. همینطور به محیطی که نتونه آدم ها رو خارج مدرسه با هم نگه داره نمی گم
محیطی با روابط عمیق انسانی. هر چند میشه با تبلیغات
هر محیطی رو صمیمی و انسانی جلوه داد.

اگه آدم های یک مدرسه نتونن یکی باشن
شروع می کنن به حذف همدیگه. کارها دسته جمعی انجام
نمی شه. حتی اگه تقسیم کار هم بشه، بار کاری تقسیم نمی شه،
تحمیل
می شه به یه نفر یا گروه. این یعنی روابط سیستماتیک و خشک
اداری. توی این سیستم همه منتطرن کار زمین بمونه تا
مسوول رو سرزنش کنن. کسی منتطر نیست تا اگه کاری زمین موند
کمک کنه.

مدرسه
باید مجموعه ای باشه با هدف رشد ایران اسلامی در دهه
های بعد

ادامه داره ، اما
ترجیح می دم سانسورش کنم قبل از اینکه سانسور بشم!

گره ی کور

فروردین ۲۹

مدرسه ی ما به عنوان
یک مدرسه ی مذهبی شناخته شده. تا حالا هم همین طور توی مدرسه کار شده. اما کم کم فعالیت های مذهبی و در کل تأثیر
مدرسه روی بچه ها
کم شده. شاید به نظر برسه یکی از
دلایلش اینه که فعالیت های آموزشی و تربیتی خلط شده و باعث
شده فعالیت های تربیتی به اولویت دوم منتقل بشه.
اما دلیل مهم تر اینه که آدم های مدرسه اولویت دین و دیندار بودن بچه ها توی ذهنشون
کم شده. مدرسه به راه های سیستماتیک قبول شدن در
آزمون فکر می کنه اما به راه های قبول شدن
یک آدم با روحیات مذهبی توی زندگی
فکر نمی کنه.
مدرسه یعنی آدم های مدرسه. فقط آدم ها …


ادامه دارد

شهر خالی است ز عشاق؟