. . . مدرسه
یعنی آدم های مدرسه. فقط آدم ها هستن که مدرسه
رو می سازن.
اگه آدم ها حال کار کردن یا فکر کردن
به کاری نداشته باشن، اون کار قطعاً انجام نمی شه. حتی اگه مسوولین مدرسه از هر
ابزار مدیریتی استفاده کنن. مهم ترین هدف توی یک مدرسه می تونه این باشه که
نیروهای مدرسه –
چه مالکان مدرسه؛ چه معلم ها و چه کارگران قسمت اجرایی (مثل من) –
هدف براشون جا بیفته و بتونن
هدف رو واضح ببینن.
این جدا از اینه که
هدف چی می تونه باشه. توی سیستم مدرسه ی ما هسته از
پوسته جدا شده. به همین سادگی رفاقت ها هم
تصنعی میشه. حتی ممکنه به خاطر کار
درگیری بین نیروی انسانی بالا بگیره. من به محیطی که
کار بتونه رفاقت ها رو از بین ببره نمی گم محیط
دوستانه. همینطور به محیطی که نتونه آدم ها رو خارج مدرسه با هم نگه داره نمی گم
محیطی با روابط عمیق انسانی. هر چند میشه با تبلیغات
هر محیطی رو صمیمی و انسانی جلوه داد.
اگه آدم های یک مدرسه نتونن یکی باشن
شروع می کنن به حذف همدیگه. کارها دسته جمعی انجام
نمی شه. حتی اگه تقسیم کار هم بشه، بار کاری تقسیم نمی شه،
تحمیل می شه به یه نفر یا گروه. این یعنی روابط سیستماتیک و خشک
اداری. توی این سیستم همه منتطرن کار زمین بمونه تا
مسوول رو سرزنش کنن. کسی منتطر نیست تا اگه کاری زمین موند
کمک کنه.
مدرسه
باید مجموعه ای باشه با هدف رشد ایران اسلامی در دهه
های بعد …
ادامه داره ، اما
ترجیح می دم سانسورش کنم قبل از اینکه سانسور بشم!