جمعه ۴ آذر ۱۳۸۴
بیشتر از یک هفته شده که ننوشتم. دلیلش اینه که نوشتن دل خوش میخواد …
بالاخره بعد از کلی تلاش و توضیح، دو تا از تحقیق های بچه ها همونی بود که می خواستم. یکی تحقیق جلالی بود که در مورد «روش جستجوی طرز کار بمب اتم» انجام داده بود. یکی هم تحقیق حسینی در مورد «سرقت اطلاعات کاربران از طریق دسترسی به کوکی ها».
هدفم از تحقیق دادن برای درس رایانه، ترک عادت بچه ها در مورد تحقیق بود. الان بیشتر بچه ها وقتی می خوان تحقیق کنن با این دید میرن سراغش که «تحقیق کنیم یه نمره ای بگیریم!» یه عادت دیگه هم اینه که بچه ها کیلویی تحقیق می کنن. مثلا توی اینترنت دنبال مطلبی می گردن و هرچیز باربط و بی ربطی پیدا کنن میارن مدرسه. یه کلمه هم راجع به موضوع به علم و عملشون اضافه نمیشه. یه مشکل هم اینه که این همه مطلب بره تو powerpoint و سر کلاس نمایش داده بشه. البته اصل موضوع بد نیست اما ارزش فایل های نمایشی به محتوا باید باشه؛ نه ظاهر.
خیلی از بچه ها تعجب می کردن وقتی بهشون می گفتم برای تحقیق با هر کسی می تونن مصاحبه کنن و ازش سؤال کنن؛ حتی از خودم که بهشون تحقیق دادم. تازه عجیب تر اینکه تحقیق های رایانه باید روی کاغذ باشه و با دست خط خود بچه ها. تحقیق های رایانه، اجباری نیست. ساده هم هست. کاربردی و آشنا.
اما با اینکه این همه روی ساده و کاربردی بودن تحقیق تأکید کردم، به جز دو موردی که ذکر شد، بقیه کمتر خصوصیت تحقیق حسابی رو داشت. تحقیق وقتی ارزش داره که سؤالی مطرح بشه. دانش آموز احساس کنه که نیاز داره جواب رو پیدا کنه. وقتی مطالب رو پیدا می کنه بخونه و هرچی از مجموع یافته ها فهمید روی کاغذ خلاصه کنه.