<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9.1" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>راز نهفته</title>
	<link>http://www.ahmadzade.ir/raz</link>
	<description>نوشته هاي محمد امين و دست‌نوشته هاي سلمان</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Sep 2010 20:00:03 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>مسیر سالاری</title>
		<description><![CDATA[قدیم اگر یادتان باشد، سه ثلث داشتیم که سرنوشت ساز بود و نمره هایش حکم مرگ و زندگی داشت برای ما دانش آموزان به قول معروف نظام قدیم. اما بعدها کم کم تأثیر نمرات مقطعی، کم شد و سعی شد نمرات به صورت مستمر محاسبه شود. حالا همت بزرگان معطوف به حذف نمره و جایگزین [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=505</link>
			</item>
	<item>
		<title>دزدی تو روز روشن</title>
		<description><![CDATA[ظهر بود و عماد داشت با یه بنده خدایی می رفت سمت مدرسه. بعد از پل یادگار امام که پیچیدن تو یکم دریان نو، اون بنده خدا یه لحظه چیزی دید که تا بیاد تحلیلش کنه، ازش عبور کرده بودن. یه آقای نسبتا مسن که موهای جو گندمی کم پشت داشت و سوار موتور بود، [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=502</link>
			</item>
	<item>
		<title>گرد و غبار</title>
		<description><![CDATA[دو سال قبل بود که در یک روز آفتابی و دلپذیر، راهی اروند کنار شدیم و این عکس را گرفتم:
مسجدی در شهر فاو عراق که مقابل یادبود شهدای عملیات والفجر۸ ساخته شده.
فقط یک رود عریض بین ما تا عراق بود و آسمان آبی رنگ خود را روی اروند پاشیده بود.
اما اسفند ماه سال گذشته، وقتی [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=490</link>
			</item>
	<item>
		<title>نعمت های فصل</title>
		<description><![CDATA[ 
شاید خیلی وقت ها وقتی آخر فصل می شود، دل مان برای میوه های آن فصل تنگ شود و آرزو کنیم که انار تمام نشود یا هندوانه های تازه و قرمز، زمستان هم شهر را پر کند. اما هر میوه ای فصلی دارد و هندوانه ی شب یلدا، هندوانه ی تابستان نمی شود.
حتما تجربه [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=484</link>
			</item>
	<item>
		<title>لا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِه عِلمٌ</title>
		<description><![CDATA[چند روز قبل تر از امروز، دوستی جوان از دوستان عزیزم، معرکه ای گرفته بود عظیم در مدرسه. ماجرای بحث هم صحت و سقم عملیاتی بود که « در چشم باد » روایت کرده بود در جمعه ی قبل. این دوست، اصرار داشت که این عملیات ربطی به آزادسازی خرمشهر نداشته و شباهتش به کربلای [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=479</link>
			</item>
	<item>
		<title>حالا که تحویلت می گیرند &#8230; &#171; آقا &#187; باش</title>
		<description><![CDATA[این روزها بحث داغ خیلی از خانواده های دور و بر ما، « آزمون های ورودی مدارس » است.
آزمون ورودی برای خیلی از مدارسی که متقاضیان زیادی دارند، شاید لازم باشد. اما باید حواس مان به فشاری که به خانواده ها می آید هم باشد. در مدارس راهنمایی، دانش آموزانی که پنجم ابتدایی را پشت [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=461</link>
			</item>
	<item>
		<title>هشتم</title>
		<description><![CDATA[معلم باید دانش آموزش را تحویل بگیرد. اگر معلم دانش آموزش را بی سواد فرض کند و از بی سوادی ش عصبانی شود که دانش آموز به جایی نخواهد رسید!
اگر قرار است دانش آموز خود را بالا بکشد، باید خود را مهم و قابل یادگیری بپندارد. باید تحویل گرفته شود و مسؤولیت باسواد شدن بر [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=457</link>
			</item>
	<item>
		<title>ایران پانزده</title>
		<description><![CDATA[هر سفری نقاطی دارد که بیشتر به ذهن می ماند. این سفر هم دو نقطه ی دیدنی برایم داشت. دو نفر که با دو فرهنگ زندگی می کنند:
۱- آقای محبعلی پور، مدیر آموزگار مدرسه ی ابتدایی سهند، روستای آقچه کندی هشترود؛ جوانی قبراق و شاد، معلمی علاقمند و مدیری موفق. با اینکه زمان زیادی هم [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=452</link>
			</item>
	<item>
		<title>صفر چهارصد و یازده</title>
		<description><![CDATA[هفته ای که گذشت، هفته ی تبریز گردی بود. اگر قسمت باشد قرار است برای اردوی تشویقی پایان سال، بچه ها را ببریم تبریز.
با اینکه خیلی مطالب از تعصب قومیتی مردمان این شهر و حومه شنیده بودم، اما مهمان نوازی و بی تکلفی و ایمان مردم، از همان ورود به تبریز، مجبورم کرد تمام شنیده [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=436</link>
			</item>
	<item>
		<title>وصف یاس</title>
		<description><![CDATA[هر کس که به مهرت آشنا نیست
آگاه ز رحمت خدا نیست
هر مظهری از بهشت زیبا
جز نقش محبت شما نیست
مانند تو ای فرشته ی حسن
با قلب علی کس آشنا نیست
افسوس که دشمنت ندانست
با چون تو گلی ستم روا نیست
برخاست به ناله چون صدایت
عالم بگریست از برایت
]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=254</link>
			</item>
	<item>
		<title>سیدِ خدا</title>
		<description><![CDATA[این روزها که گذشت و می گذرد، روزهایی است &#8211; برای بعضی ها &#8211; پر تب و تاب. روزهایی که همه یاد معلم هایشان می افتند. بعضی ها با هیکل گنده شان دوباره می روند مدرسه و مثل بچگی هاشان می روند دم دفتر دبیران می گویند « آقا اجازه! روزتان مبارک »
معلمان سن و [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=428</link>
			</item>
	<item>
		<title>در خدمت مردم</title>
		<description><![CDATA[خودپرداز بانک، صفی پنج – شش نفره را مقابل خود نگهداشته بود.
وارد بانک شدم و نوبت گرفتم. فقط دو نفر جلوتر از من بودند. یاد دفعه قبلی افتادم که کارم به یک بانک دولتی افتاده بود.
برایم جالب بود که کم کم تغییر قابل مشاهده شده است.
کارم ۵ دقیقه هم طول نکشید.
حتی اگر این اتفاق، اتفاقی [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=419</link>
			</item>
	<item>
		<title>زندگی سخت است</title>
		<description><![CDATA[کودکان لجباز نیستند. بلکه خود مرکز بین هستند. یعنی فقط نیاز خود را می بینند و قادر به درک موقعیت اطراف نیستند و امکان رسیدن به نیاز خود را بررسی نمی کنند. فقط خودشان را می بینند و نیاز خودشان را &#8230;
این یک چیز طبیعی است و در همه ی کودکان وجود دارد و ما [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=403</link>
			</item>
	<item>
		<title>محله ی موتور سوارها</title>
		<description><![CDATA[غروب که می شود، صدای موتورها کوچه را کر می کند. آن چنان گاز می دهند که انگار موش دیده اند و در حال فرارند!
به جوی بی قواره ی اول کوچه که می رسند، لحظه ای گاز را ول می کنند و کمی ترمز را نوازش می کنند؛ اما وقتی رد می شوند باز هم [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=400</link>
			</item>
	<item>
		<title>تفأل</title>
		<description><![CDATA[بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن
به شادی رخ گل بیخ غم ز دل بر کن
رسید باد صبا غنچه در هواداری
ز خود برون شد و برخود درید پیراهن
طریق صدق بیاموز از آب صافی دل
به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن
ز دستبرد صبا گرد گل کُلاله نگر
شکنج گیسوی سنبل ببین به روی سمن
عروس غنچه رسید از [...]]]></description>
		<link>http://www.ahmadzade.ir/raz/?p=387</link>
			</item>
</channel>
</rss>
